|
انجمن علمی مهندسی باغبانی دانشگاه جهرم آسمان اگر زیباست به خاطر انعکاس تنفس گلهای باغ عشقیست که باغبانان عاشق میکارند ...
| ||
![]() جناب آقای دکتر سوالاتم را با بیان مسئله ای که دغدغه ی بسیاری از دانشجویان مهندسی کشاورزی است آغاز می کنم. همان طور که مستحضرید متاسفانه رشته ی کشاورزی اکنون به عنوان یک رشته درجه 3یا4 در شاخه تجربی محسوب می شود و داوطلب دانشگاه معمولا هنگامی که ازکسب رشته های پزشکی و پیراپزشکی ناامید می شود به این رشته ها گرایش می یابد؛ درهنگام انتخاب رشته نیز برخی از مشاوران توصیه می کنند به جای انتخاب رشته ی کشاورزی داوطلب یکسال دیگر تلاش کند؛حال سوالی که پیش می آید این است که به نظر شما این ذهنیت از کجا منشا می گیرد و دلیلش چیست و چه عواملی باعث شده رشته های مهندسی کشاورزی درحال حاضر تا این حد اشباع شوند؟ اگر بخواهم صریح تربیان کنم چرا یک دانشجوی مهندسی کشاورزی مقطع لیسانس نمی تواند به رشته اش افتخارکند؟ به نام خدا و با سلام خدمت همه دوستان قبل از هر چیز از اینکه این مصاحبه را ترتیب داده اید از شما تشکر می کنم و به دست اندرکاران وب سایت انجمن علمی مهندسی باغبانی دانشگاه جهرم جهت به روز بودن سایت و داشتن مطالب جالب علمی و مفید تبریک می گویم. در رابطه با قسمت اول سوال شما، این ذهنیت می تواند به این علت باشد که فارغ التحصیلان برخی از رشته های کشاورزی نمی توانند شغلی متناسب با رشته ای که تحصیل کرده اند پیدا کنند و مجبور می شوند در زمینه های غیر مرتبط با کشاورزی مشغول به کار شوند. البته رشته های کشاورزی موجود در دانشگاه جهرم از این نظر وضعیت و جایگاه بسیار بهتری نسبت به سایر گرایش های این حوزه دارند. با این حال من با این ذهنیت موافق نیستم که رشته های پیراپزشکی به رشته های کشاورزی ارجحیت دارد چرا که رشته های کشاورزی نیز هر یک زیبایی های خاص خود را دارند. بعنوان مثال پزشکان به بیمارانشان توصیه می کنند که برای کاهش استرس گلی را ببویند یا به دامن طبیعت بروند و این در حالی است که یک دانشجوی رشته باغبانی در طی دوران تحصیل و همچنین در شغل آینده خود با انواع گلها و گیاهان مختلف و مکانهای آرامش بخش نظیر باغ، فضای سبز و گلخانه سروکار دارد که با محیط پرتنش بیمارستان قابل مقایسه نیست. یکی از دلایل اشباع شدن بازار کار برخی از رشته های کشاورزی این است که از یک طرف پذیرش دانشجو در دانشگاه های کشور مازاد بر نیاز بازار کار است و از طرف دیگر بدنه تولید در بخش کشاورزی که تا حدودی توسط افراد غیر متخصص و با تحصیلات کم اداره می شود، نیز کمتر از ظرفیت و نیاز خود اقدام به جذب نیروی تحصیل کرده و جویای کار می کنند. به همین علت هرساله بر تعداد فارغ التحصیلان کشاورزی جویای کار اضافه می گردد. باید توجه داشت که کشور ما برای رسیدن به خودکفایی، پیشرفت و اقتدار به همه رشته ها اعم از کشاورزی و غیر کشاورزی نیاز دارد و اینکه فردی به رشته خود افتخار کند یا افتخار نکند بستگی به طرز تفکر وی و اطلاعات و آگاهی های آن شخص از رشته خود دارد. به نظر بنده اگر دانشجویان هر رشته ای به خدماتی که رشته مطبوع خود به جامعه ارائه می دهد واقف باشند و همچنین اطلاعاتشان در رابطه با یافته ها و دستاوردهای علمی رشته خود به روز باشد به رشته خود افتخار خواهند کرد. درسمیناری که چندمدت پیش با موضوع آشنایی با فرصت های شغلی رشته های کشاورزی توسط انجمن علمی باغبانی دانشگاه جهرم برگزارشد کارشناس جهاد کشاورزی اعلام کرد که دولت طبق اصل 44قانون اساسی درپی کوچک سازی و سپردن برخی از ارگان های خود به بخش خصوصی است؛ به همین دلیل دولت در حال حاضر میل چندانی برای استخدام فارغ التحصیلان رشته های کشاورزی ندارد و با این حساب دانشجویان این رشته باید یا درپی ایجاد شغل برای خود باشند و یا به استخدام شرکت های خصوصی درآیند؛ باتوجه به این موضوع به نظرشما با سیستم آموزشی موجود دردانشگاه های ما که بیشتر دروس به صورت تئوری ارایه می شوند آیا دانشجو می تواند تجربه و سواد کافی را برای ایجاد شغل در رابطه بارشته ی خود کسب نماید؟ یا یک شرکت خصوصی حاضر است ریسک کرده و یک دانشجوی بی تجربه را استخدام کند؟ راستی آیا نحوه ی تدریس رشته های کشاورزی در کشورهایی که شما حضورداشتیدنیز این گونه است؟ شما چه راه حلی را برای این موضوع پیشنهاد می کنید؟ معمولاً دانشجویان در دانشگاه های کشور به اندازه کافی اطلاعات تئوریک در ارتباط با رشته خود کسب می کنند و از این نظر قوی هستند اما با توجه به برخی کاستی ها، از نظر توانایی انجام کار عملی خیر. طبیعی است که شرکتهای خصوصی از بین متقاضیان جویای کار افرادی را انتخاب می کنند که شایستگی لازم را داشته باشند تا بازده تولید آن واحد یا شرکت تولیدی افزایش یابد. لذا بین فارغ التحصیلان جویای کار رقابت پیش می آید و در این میان فردی که در طی دوران دانشجویی اطلاعات و تجربه کافی را کسب نکرده باشد، انتخاب نخواهد شد. معمولاً در دانشگاه های کشورهای اروپایی نیز دروس بصورت تئوری به دانشجویان عرضه می شود. اما از آنجا که دانشگاه ها امکانات آزمایشگاهی زیادی دارند، دانشجویان تجربیات بیشتری را کسب می نمایند. از طرف دیگر دوره های کاراموزی با کیفیت بهتر و نظارت بیشتری اجرا می شوند و بعضاً در طی این دوره حقوق اندکی نیز برای دانشجو در نظر می گیرند تا انگیزه فعالیت و یادگیری آنها افزایش یابد. برای اینکه یک دانشجوی کشاورزی بعد از فراغت از تحصیل توانایی لازم برای ایجاد شغل داشته باشد به نظر بنده لازم است از یک طرف تغییراتی در واحدهای درسی اعمال شود بدین صورت که از تعداد واحدهای دروس عمومی و علوم پایه کاسته شده و در عوض به واحدهای کارآموزی، پروژه و بخش عملی دروس تخصصی افزوده شود و همچنین واحدهایی مربوط به مهارت های کارآفرینی، بازاریابی و کار گروهی نیز اضافه شوند. البته این پیشنهاد نیاز به کار کارشناسی و تأمین تجهیزات آزمایشگاهی و عملیاتی دارد. از طرف دیگر بخشی از راه حل نیز در تلاش دانشجو نهفته است بدین معنی که یک دانشجوی کشاورزی نباید طی دوران تحصیل، خود را محدود به چهارچوب کلاس و دانشگاه کنند و لازم است از نزدیک با مراکز تحقیقات کشاورزی و فعالان عرصه تولید در تعامل باشد تا در صورتی که وارد عرصه تولید شد، مشکلات و فرصت های احتمالی پیش رو را لمس کرده باشد. در این صورت است که در زمان مصاحبه در یک شرکت خصوصی، تجربیات، ایده های جدید و حرف های زیادی نیز برای گفتن خواهد داشت.
خود جنابعالی چندسال است که شروع به تدریس نموده اید و کلاس های درستان به چه صورت برگزارمی شود؟ حدود 4 سال است که در دانشگاه جهرم مشغول تدریس هستم. در کلاسهایی که بصورت تئوری برگزار می کنم سعی ام بر این است که با طرح سوالات گوناگون، دانشجویان را در مباحث درس مشارکت دهم. همچنین در حین توضیح مطالب، تصاویر و احیاناً فیلم های آموزشی مربوط به آن مبحث را از طریق ویدئو پروژکتور به سمع و نظر دانشجویان می رسانم تا از این طریق یادگیری مباحث افزایش یابد.
شاید گاهی این سوال در ذهن برخی از دانشجویان ایجاد شود که درحوزه ی کشاورزی تفاوت بین روش سنتی و دانشگاهی چیست؟ مثلا در رشته گیاهان دارویی تفاوت کسی که به صورت سنتی گیاهان دارویی را شناخته است و از طریق آن کسب درآمد می کند با یک فارغ التحصیل دانشگاهی در چه چیزهایی است؟ بطورکلی اغلب افرادی که بصورت سنتی و بدون تحصیلات آکادمیک وارد فعالیت در حوضه کشاورزی شده اند، معمولاً یافته های علمی که بر خلاف عادت کاری خود باشد و توسط کارشناسان به او توصیه می شود را نمی پذیرند یا به سختی قبول می کنند. اما افراد تحصیل کرده نه تنها یافته های علمی عرضه شده به آنها را سریع تر درک و تجزیه و تحلیل می کنند و می پذیرند بلکه خود نیز بدنبال راهکارهایی برای شناسایی و رفع موانع تولید و نهایتاً افزایش بهره وری هستند.
به عنوان آخرین سوال از شما می خواهم تعریفتان از یک انسان موفق را بیان کنید؛ به نظرشما یک شخص باید چه ویژگی هایی داشته باشد که بتوان او را موفق قلمداد کرد؟ به نظر من انسان موفق شخصی است که با برنامه ریزی و پشتکار و با تکیه بر توانایی و استعداد خود به اهدافش رسیده است. اگر شخصی در مسیر رسیدن به اهدافش، رضایت خداوند، خانواده و سلامتی خود را فدای اهداف مادی خود نکرده و نهایتاً به آرامش و رضایت درون رسیده باشد، می توان او را انسانی موفق قلمداد کرد.
باتشکر از شما به خاطر وقتی که علی رغم تمام مشغله های کاریتان دراختیارماقراردارید؛ درپایان اگرنکته ی خاصی مانده که می تواند برای دانشجویان رشته ی مهندسی کشاورزی مفید باشد بفرمایید. خواهش می کنم. عرض خاصی نیست. برای شما و همه دانشجویان دانشگاه جهرم آرزوی سلامتی، موفقیت و سربلندی دارم.
[ جمعه 29 اردیبهشت1391 ] [ 16:18 ] [ JUHA ]
|
||